پایان هر حسابرسی دو سند تحویل میدهد. گزارش حسابرس، که به مجمع و بانک و ادارهٔ مالیات میرود و زبانش رسمی و فشرده است. و نامهٔ مدیریت حسابرس، که فقط به دست هیئتمدیره میرسد و در آن نوشته میشود چه چیزی دیده شد که درست کار نمیکرد.
چرا سند دوم مهمتر است
گزارش حسابرس به شما میگوید صورتهای مالی قابل اتکا هست یا نه. آن یکی به شما میگوید سال بعد کجا به مشکل میخورید. اولی گذشته را تأیید میکند، دومی آینده را.
یک نمونهٔ خوب چه شکلی است
- هر یافته اثر ریالی تخمینی دارد، نه فقط توصیف کیفی
- برای هر یافته یک اقدام مشخص پیشنهاد شده است
- نام نقشی که باید اقدام را انجام دهد آمده است
- یافتهها اولویتبندی شدهاند، نه فهرستوار
- وضعیت یافتههای سال قبل هم مرور شده است
سه یافتهٔ تکرارشونده
در پروندههای مختلف، سه مورد بیش از همه در نامهٔ مدیریت تکرار میشود و هر سه هم قابل رفعاند:
- تفکیکنشدن وظایف خزانه. کسی که سند پرداخت را ثبت میکند، همان کسی است که پرداخت را انجام میدهد. رفعش معمولاً فقط یک تغییر در سطح دسترسی نرمافزار است.
- مستند پشتیبان ناقص. سند هست، فاکتور یا قرارداد پشتش نیست. در رسیدگی مالیاتی همین یک قلم میتواند هزینه را غیرقابل قبول کند.
- شمارش موجودی بدون صورتجلسه. انبارگردانی انجام شده، اما سند قابل اتکایی از آن نمانده است.
کاری که باید با آن بکنید
در نخستین جلسهٔ هیئتمدیره پس از دریافت، نامهٔ مدیریت حسابرس را بند به بند مرور کنید و برای هر بند یک مسئول و یک تاریخ تعیین کنید. سال بعد، همان فهرست اولین چیزی است که حسابرس میپرسد — و پیشرفت روی آن، مستقیماً روی حجم کار و هزینهٔ حسابرسی سال بعد اثر میگذارد.
اگر نامهٔ مدیریت سال گذشتهٔ شما این شکل را نداشت، ببینید حسابرسی صورتهای مالی چطور انجام میشود؛ و اگر یافتهها بیشتر به کنترلهای داخلی مربوط بود، حسابرسی داخلی سراغ همانها میرود.